تأیید تجاوز پلیس سعودی به دو حاجی ایرانی

معاون وزیر امور خارجه در امور کنسولی، پارلمانی و ایرانیان

درباره تعرض به دو ایرانی از سوی پلیس سعودی گفت:متاسفانه

 این اقدام شبه تجاوز برای دو تن از هموطنان که به عمره مشرف

 شده بود پیش آمده است.

به گزارش پارس به نقل از مهر، حسن قشقاوی،  معاون وزیر

 امور خارجه در امور کنسولی، پارلمانی و ایرانیان در پاسخ

به خبرنگاران درباره  اخبار منتشره در خصوص تعرض دو تن

 از مامورین پلیس سعودی به دو نوجوان ایرانی در هنگام خروج

 از آن کشور در فرودگاه جده اظهار داشت: متاسفانه این اقدام شبه

 تجاوز برای دو تن از هموطنان ما که در ایام عید نوروز

به عمره مشرف شده بودند پیش آمده است

وی افزود: در هفته دوم تعطیلات، به هنگام بازرسی از

 یک کاروان عمره ایرانی، مامورین متخلف مذکور به

 بهانه مشکوک شدن به دو نوجوان ایرانی، آنها را از بقیه

 جدا کرده و در بخش دیگری مورد بازرسی بدنی قرار دادند

 که در اثنای بازرسی، سایر افراد کاروان متوجه شده که مامورین

خاطی قصد آزار و اذیت جنسی آن دو نوجوان را داشته اند و

 مسئولین امر را از این موضوع مطلع می کنند. مسئولین مربوطه

 بلافاصله موضوع را به سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران

در جده اطلاع داده و با حضور کنسول آن سرکنسولگری، مقامات

 ذیربط کاروان و مسئولین فرودگاه جده بررسی های میدانی بعمل

 آمده و پس از شناسایی دو مامور متخلف، پس از انجام مقدمات

 قانونی طرف سعودی اقدام به بازداشت آنها می کند

معاون وزیر امور خارجه همچنین افزود: در روز بعد از

 این واقعه و در غیاب  سفیر عربستان سعودی در تهران،

کاردار و کنسول آن کشور توسط مدیرکل کنسولی به وزارت

 امور خارجه احضار و مراتب اعتراض شدید جمهوری اسلامی

 ایران نسبت به این عمل شنیع و غیر انسانی که باعث حریحه دار

 شدن افکار عمومی کشورمان شده است را به وی ارائه کرد.

طرف سعودی ضمن ابراز تاسف شدید از این اتفاق رذیلانه

 قول داد که موضوع در بالاترین سطح توسط مقامات کشورش

مورد پیگیری قرار داده و با افراد خاطی بشدت برخورد شود

در ادامه قشقاوی اظهار داشت با توجه به این رفتار غیر انسانی

و ضد دینی، منتظر برخورد دولت سعودی با این افراد و اعمال

 اشد مجازات در مورد آنها هستیم

همچنین وی افزود: نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در

 ریاض و جده  تا حصول نتیجه مشخص پیگیر ماجرا خواهن

د بود و متعاقبا نتایج آن در اختیار خانواده ها و افکار عمومی

 قرار خواهد گرفت


برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 7:9 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر

 



این طور جنگیدن نتیجه می دهد/عکس

تاریخ نشان داده است که در برابر «حزب شیطان» تنها

این گونه، با تمام وجود و ایمان جنگیدن است که به نتیجه

 خواهد رسید.تصویری که پیش رو دارید، یکی از رزمندگان

 داوطلب عراقی را در خطوط نبرد با «مزدوران سعودی»

 موسوم به «داعش» به ثبت رسانده است. رزمنده ای

که پیدا است، به تازگی پای چپ خود را در میدان جنگ

 از دست داده است. تاریخ نشان داده است که در برابر

 «حزب شیطان» تنها این گونه، با تمام وجود و

 ایمان جنگیدن است که به نتیجه خواهد رسید


 

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 6:58 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر

 


 

عکس دیده نشده از هاشمی و روحانی در جنگ

عکس زیر، تصویر کمتر دیده شده‌ای از آیت‌الله هاشمی

 رفسنجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی را در

 جنگ تحمیلی نشان می‌دهد


برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 6:50 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



 

حاکم دبی و همسرش در لندن/عکس

حاکم دوبی و همسرش که برای ساخت پروژه بسیار

گرانقیمت و اشرافی پارکینگ او به لندن سفر کرده بودند

با شمائلی عجیب و متفاوت در خیابان های لندن ظاهر شدند


برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 6:38 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر

 



خطرناکترین نوشیدنی قبل از خواب

یکی از خوش طعم‌ترین نوشیدنی های دنیا می‌تواند در صورت

 خوردن در هنگام شب و درست پیش از خواب اثراتی مخوف

 بر سلامت افراد بگذارد


 

یکی از خوش طعم‌ترین نوشیدنی های دنیا می‌تواند در

 صورت خوردن در هنگام شب و درست پیش از خواب

اثراتی مخوف بر سلامت افراد بگذارد

با وجود آنکه عده زیادی از افراد علاقمند به خوردن چای

 داغ قبل از خواب هستن، کارشناسان هشدار می‌دهند انجام

 این کار می‌تواند سبب تحریک پوستی، دندان درد و حتی

خونریزی از بینی در افراد شود

گفتنی است، کارشناسان نوشیدن چای داغ را با سرطان

 مری مرتبط دانسته‌اند

بررسی‌ها نشان می‌دهند، نوشیدن چای بسیار داغ تنها دو

 دقیقه پس از ریختن آن به داخل فنجان یا لیوان می‌تواند

با خطر پنج برابری ابتلا به سرطان مری همراه باشد

در عین حال گرما و بخار آب داغ ناشی از حرارت چای می‌تواند

باعث تحریک رگ های خونی در بینی و خونریزی از بینی شود

پژوهشگران به افراد مستعد ابتلا به خون دماغ بویژه توصیه

 می کنند از خوردن نوشیدنی‌های داغ اکیدا اجتناب کنند

کارشناسان علت آسیب دیدن دستگاه گوارش را واکنش

 سریع مری و بروز رفلاکس اسید معده به مری به هنگام

 ورود آب جوش به بدن معرفی کرده‌اند

پژوهشگران این نتایج را با بررسی سرطان مری در 300


 فرد مبتلا به این بیماری و بررسی سابقه نوشیدن چای

بسیار داغ در آنها بدست آورده‌اند

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 6:30 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



 

لباسی از جنس طلا+عکس

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

به گزارش جماران، لباسی از طلا در نمایشگاه جواهرات

استان شاآنشی، چین

 

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 6:10 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



مرگ معلم زنی که خود را از خودروی مردشیطان صفت

بیرون انداخت

خانم معلم که برای فرار از دست جوان شیطان‌صفت، خود را از

 خودروی وی به بیرون پرت کرده بود، پس از 106 روز


 تسلیم مرگ شد


به گزارش ایران نیدز  به نقل از جام جم، رسیدگی به این

 پرونده بیست و چهارم آذر سال گذشته زمانی در دستور

 کار ماموران پلیس آگاهی استان مازندران قرار گرفت که مرد

 باغبانی با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و

 خبر داد زن میانسالی را در حالی که بی هوش و مصدوم شده

در حاشیه جاده پیدا کرده است

با گزارش این موضوع به پلیس، ماموران به آنجا اعزام

 شده و زن مصدوم را به بیمارستان منتقل کردند. پزشکان در

 بررسی وضع این زن متوجه شدند او قطع نخاع شده است

در ادامه خانواده این زن شناسایی شده و در تحقیق از آنها

 مشخص شد، معصومه معلم یک مدرسه روستایی بوده و

 روز حادثه خانه اش را در شهرستان نکا ترک کرده و بعد از

 آن ناپدید شده بود

نجات زن جوان از دست پسر آزارگر

تحقیقات در این زمینه ادامه پیدا کرد تا این که چند روز

 بعد از این حادثه زنی با حضور در پلیس آگاهی از پسر

جوانی به اتهام اقدام برای آدم ربایی شکایت کرد و گفت:

روز حادثه به عنوان مسافر سوار خودروی پژو 405 نقره ای

 رنگ شدم. در مسیر گوهرباران او به یکباره تغییر مسیر داد

که به رفتارش اعتراض کردم که توجهی نکرد و ادامه مسیر داد.

 زمانی که در حاشیه جاده خودرویش را متوقف کرد، با او

درگیر شدم تا راهی برای فرار پیدا کنم که ناگهان یک

راننده عبوری متوجه ماجرا شده و مرا نجات داد، اما او

توانست فرار کند. مردی که به کمک من آمده بود، توانست

 شماره پلاک خودرو را یادداشت کند.ماموران سپس احتمال

 دادند پسر جوانی که پلیس در تعقیبش است در مصدوم شدن

 خانم معلم هم نقش داشته باشد. سرانجام متهم که اهل

 روستای «پنبه چوله» بود، در کیلومتر 9 جاده ساری

شناسایی و دستگیر شد

این پسر جوان پس از دستگیری همه چیز را انکار کرد،

اما شاکی که از ماکرون سوار خودروی وی شده بود

 به اداره پلیس آگاهی فراخوانده شد و در مواجهه حضوری

 با متهم او را شناسایی کرد

اعتراف متهم به انگیزه ای نامعلوم

متهم که راهی جز بیان حقیقت نداشت، به جرایم سیاه خود

اعتراف کرد و گفت: به خاطر یک وسوسه دست به این

کارها زدم و تنها این دو زن طعمه های من بودند.

 من در زندگی شخصی ام دچار هیچ مشکلی نبودم و

 نمی دانم چرا دست به این کار زدم

گفته های شاکی پرونده را قبول دارم. حتی خانم معلمی را به

 دام انداختم و قصد عملی کردن نقشه شیطانی ام را داشتم

 که او برای فرار از دست من خود را از خودروی در حال

 حرکت به بیرون پرت کرد

مرگ یکی از شاکیان پرونده

متهم با صدور قرار قانونی روانه زندان شد. در حالی

که تحقیقات پلیس آگاهی برای مشخص شدن دیگر ابعاد

 این پرونده ادامه داشت روز هفتم فروردین مسئولان بیمارستان

 در تماس با پلیس اعلام کردند خانم معلم در جدال با مرگ تسلیم

شد.به این ترتیب با مرگ وی روند رسیدگی به پرونده وارد

مرحله جدیدی شد و متهم در برابر اتهام قتل عمد قرار گرفت

چطور نجات پیدا کردم

کلثوم پنج و دو ساله که اهل یکی از روستاهای شهرستان

 نکا بوده و از دام شیطانی متهم جوان، جان سالم به در برده

 بود به خبرگزاری فارس گفت: ساعت 7 و 30 دقیقه دهم

دی سال گذشته از ورودی روستای زیدی نکا سوار خودروی

 جوانی شدم تا به خانه ام بروم. در میانه راه او تغییر مسیر داد و

 با زور و تهدید از من خواست در صندلی جلوی خودرو بنشینم

وی ادامه داد: زمانی که متوجه نیت پلید او شدم با التماس

 گفتم که بیمار هستم، فرزندم و اعضای خانواده ام چشم

انتظارم هستند تا شاید مرا رها کند که توجهی به التماس

هایم نکرد. چاره ای جز فریاد زدن و درگیری با او نداشتم.

وقتی توقف کرد موفق به فرار از دست او شدم. در این

 هنگام نیز راننده یک خودروی عبوری به  کمکم آمد.

مادرم قربانی ناهنجاری اجتماعی شد

فاطمه فولادی، دختر بیست و چهار ساله قربانی حادثه نیز

 در این باره به فارس گفت: مادرم قربانی ناهنجاری اجتماعی

شد، اجتماعی که باید امنیت و آرامش را به خانواده ها بدهد

 گاهی موجب نگرانی و ایجاد مشکل می شود

مادرم در روزهای نخست که در بیمارستان امام خمینی(ره)

ساری بستری بود، از ما خواست تا به هیچ عنوان گذشت

 نکنیم، قاطعانه می گفت که آن جوان خاطی باید قصاص شود،

 او می دانست که فلج و قطع نخاع شده است، می دانست که

 دیگر امیدی به زندگی او نیست، از ما خواست تا بعد از مرگ

او شیون نکنیم و به خدا توکل داشته باشیم

فولادی با اشاره به این که آن جوان خاطی، پرونده های

مشابهی داشت و از خانواده متمولی است، گفت: امیدوارم

که دادگاه رای عادلانه ای بدهد و خانواده این جوان نتوانند

 قانون را دور بزنند و خود را تبرئه کنند، زیرا خواسته

مادرم نیز قصاص بود

وی در پایان گفت: اکنون برادر پانزده ساله ام تنها دلخوشی من

 است و به امید او زندگی می کنم، ظلمی که به مادرم شده

 است قابل جبران نیست، اما امیدوارم دستگاه قضایی در

 این باره هیچ گذشتی نداشته باشد

پرونده این جنایت در دادسرا در حال رسیدگی است و با

تکمیل تحقیقات به دادگاه ارسال می شو


برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 5:36 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



 

قتل فجیع یک زن و مرد در خیابان ایتالیا

یک منبع آگاه از وقوع دو قتل فجیع یک زن و مرد در خیابان

ایتالیا در شب گذشته خبر داد

 

یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، از وقوع دو قتل

 در غروب روز یکشنبه 16 فروردین در پایتخت خبر داد و اظهار


 داشت: در این جنایت دو نفر به قتل رسیدند

وی درباره جزئیات این جنایت عنوان کرد: مقتولین یک مرد 65

ساله بود که سر بریده شده بود و مقتول دوم نیز دختر 28

ساله ای بود که دار زده شده بود

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 4:57 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



 

 

مردعراقی همسر ایرانی‌اش را کشت

مردی عراقی که همسر ایرانی‌اش را خفه کرده و جسدش

 را در چمدان گذاشته ‌بود، به‌زودی در دادگاه کیفری ‌استان

تهران محاکمه می‌شود

 

به گزارش خبرنگار ما، مردی عراقی که سعید نام ‌دارد،

دی سال92 به ماموران پلیس خبر داد همسرش سمیرا از


خانه خارج شده و دیگر برنگشته ‌است. این مرد به ماموران

 گفت: همسرم در یک شرکت کار می‌کرد و پرستار بود. او

 روز حادثه از خانه بیرون رفت و دیگر نیامد. هرچه با شماره

 تلفنش تماس می‌گیرم، خاموش است و همکارانش هم

از او خبر ندارند

ماموران چندروز بعد جسد زنی را پیدا کردند که با مشخصات

سمیرا همخوانی داشت. بنابراین شوهر او را برای شناسایی به

پزشکی‌قانونی فراخواندند. سعید بعد از دیدن جسد در حالی که

 سعی داشت خودش را غم‌زده نشان دهد، تایید کرد جنازه متعلق

 به همسرش است

او در این مرحله به ماموران گفت: سال‌ها بعد از جنگ ایران و

 عراق به ایران آمدم و با سمیرا ازدواج کردم. ما زندگی خیلی خوبی

 داشتیم و وضعمان هم بد نبود. همسرم پرستار بود و برای یک 

شرکت کار می‌کرد و آخر هفته‌ها هیچ‌وقت خانه نبود. روز حادثه

هم برای  کار از خانه بیرون رفت و دیگر نیامد

وقتی ماموران تحقیقات خود را درباره زندگی این زوج آغاز

 کردند، متوجه شدند این مرد با همسرش اختلاف داشته و درگیری

 آنها گاه آنقدر شدید می‌شده که همسایه‌ها صدای داد‌و‌فریاد این

 زوج را می‌شنیدند. والدین سمیرا وجود اختلافات خانوادگی را

تایید کردند و گفتند دخترشان بارها از رفتارهای شوهرش

 گلایه کرده بود

وقتی سعید برای پاره‌ای توضیحات به اداره آگاهی فراخوانده

‌ شد، به‌خاطر تناقض‌گویی‌های زیاد بازداشت شد و در نهایت

 به قتل اعتراف کرد. او گفت: «ماه‌ها بود متوجه ‌شده ‌بودم

همسرم با کسی رابطه دارد. سمیرا مرتب با تلفن همراهش

 صحبت می‌کرد.روزهایی که من در منزل نبودم، مرتب با

تلفن خانه صحبت می‌کرد و وقتی معترض می‌شدم، می‌گفت

 با خانواده‌اش حرف می‌زند. وقتی رفتارش ادامه پیدا کرد،

به او شک کردم. یک‌روز که تلفن اشغال بود، به خانه مادرزنم

 زنگ زدم و متوجه شدم سمیرا با آنها صحبت نمی‌کند. بعد

از قطع‌شدن تلفن از همسرم پرسیدم با چه‌کسی صحبت می‌کردی

 گفت با مادرم حرف می‌زدم و این‌طور بود که فهمیدم چه دروغ‌

هایی به من می‌گوید. بعد از اینکه تلفن همراهش را بررسی

 کردم، فهمیدم با شخصی ارتباط دارد. با سمیرا صحبت کردم

 و گفتم دوستش دارم و این کارها را نکند تا بتوانیم به زندگی

مشترکمان ادامه دهیم اما سمیرا به‌جای اینکه شرمنده شود

رفتارش  را بدتر کرد.

او در شرکتی به‌عنوان پرستار کار می‌کرد و برای مراقبت از

 بیماران به خانه‌ها می‌رفت. معمولا شب‌ها به خانه می آمد

 اما مدتی بود که آخر هفته‌ها به منزل برنمی‌گشت و

وقتی می‌پرسیدم کجاست می‌گفت سر کار هستم. دوباره

همسرم را تعقیب کردم و بعد هم از شرکتی که در آن کار

می‌کرد پیگیر و متوجه شدم دوباره دارد دروغ می‌گوید. این

 مسایل باعث شد درگیری ما خیلی شدید شود تا اینکه متوجه

شدم با یکی از دوستان خودم به نام احمد رابطه برقرار کرده‌

 است. شماره دوستم را در گوشی تلفن همسرم پیدا کردم. دیگر

 نمی‌توانستم خیانت‌هایش را تحمل کنم و تصمیم گرفتم او را بکشم

متهم درباره اینکه چطور همسرش را به قتل رسانده، گفت:

روز حادثه وقتی به خانه رفتم به سمیرا گفتم از حرف‌هایی

که در مورد تو گفتم خیلی پشیمان هستم و می‌خواهم جبران کنم

 به‌همین‌خاطر هم برایت یک انگشتری به‌عنوان هدیه خریده‌ام. گفتم

 دستت را جلو بیاور تا انگشتری را دستت کنم. وقتی دستش را جلو

 آورد، آن را پیچاندم و بعد دو دستش را گرفتم و با دستبندهای

 پلاستیکی که از قبل تهیه کرده ‌بودم قفل کردم

دهانش را هم با شالی که سرش بود بستم و دستانم را روی

 گلویش گذاشتم و فشار دادم وقتی بی‌حال شد، شال را از دور

 دهانش باز کردم و دور گلویش پیچاندم و فشار دادم تا اینکه

 فوت شد. بعد لباس‌هایش را درآوردم و جسدش را داخل چمدان

گذاشتم. می‌خواستم وقتی جسدش پیدا می‌شود، همه بدانند او

 خیانتکار بوده. بعد با احمد تماس گرفتم و گفتم می‌خواهم

 چیزی حمل کنم و ماشینش را لازم دارم. وقتی آمد، چمدان

حاوی جسد را داخل ماشینش گذاشتم. به او گفتم به طرف بیابان

‌های اسلامشهر برود. احمد متوجه شد جسد سمیرا را حمل

می‌کنیم اما چون خودش با سمیرا رابطه داشت از من ترسید و

سکوت کرد. بعد از اینکه جسد را در خیابان رها کردیم من به

 کلانتری رفتم و گزارش دادم همسرم گم ‌شده ‌است

گفته‌های متهم با آنچه پزشکی‌قانونی درخصوص مرگ

 سمیرا گزارش کرده‌ بود همخوانی داشت. در این گزارش آمده

بود سمیرا به‌دلیل فشار سنگین بر عناصر حیاتی گردن از طریق

 جسمی نرم و قابل‌انعطاف جانش را از دست داده ‌است. این

 در حالی بود که ماموران احمد را نیز بازداشت کردند و

 او نیز اظهارات سعید را در مورد حمل جسد تایید کرد

با توجه به مدارک و شواهد به‌دست‌آمده و شکایت اولیای

‌دم علیه متهم و اعترافات مقرون‌به‌واقع مرد عراقی، کیفر

خواست علیه سعید به اتهام قتل همسرش و احمد به اتهام

رابطه نامشروع و اختفای ادله جرم صادر و پرونده برای

 رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد

منبع:  شرق

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات






تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 4:24 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر



 

اعترافات هولناک دختری که پدرش را با اره تکه تکه کرد+ عکس

شاید خبر قتل پدری توسط دو دختر و همسرش و سپس

 مثله کردن جسد با اره برقی، توسط آن‌ها تکان دهنده‌ترین خبری

 بود که می‌شد تابستان امسال نه تنها در میان ساکنان خیابان قصر

الدشت که دربین ساکنان پایتخت بپیچد

 

به گزارش ایران نیدز به نقل از فرارو، شاید خبر قتل پدری

 توسط دو دختر و همسرش و سپس مثله کردن جسد با اره

 برقی، توسط آن‌ها تکان دهنده‌ترین خبری بود که می‌شد

تابستان امسال نه تنها در میان ساکنان خیابان قصرالدشت

 که دربین ساکنان پایتخت بپیچد و تازه آن موقع بودکه همسایه‌

ها فهمیدند در این خانه چه اتفاقاتی در جریان بوده است

نگاهش که می‌کنی، موجودی را می‌بینی که دستبند دستهای

 ظریفش را به هم گره زده و پشت این چادر کهنه و رنگ و رو

 رفته و لباس‌های خاکستری بازداشتگاه زیبایی و لطافت

 دخترانه‌اش رنگ باخته. باورت نمی‌شود این‌‌ همان دختری

 است که پدرش را به قتل رسانده و با اره برقی جسدش را

 مثله کرده، دوست داری که نگاهت کند و بگوید قضیه چیز

 دیگری است بگوید قتل کار او و خواهرش نیست

صبر می‌کنی تا خودش شروع کند. اشک توی چشمهای

 رنگ عسلش حلقه می‌زند و می‌گوید: می‌دانم گناه بزرگی

 مرتکب شدم. می‌دانم هیچ توجیهی برای قتل یک پدر توسط

دخترش وجود ندارد، دیگر تحمل آن زندگی را نداشتم. تحمل

رفتار پدرم و حوادث تلخی که از کودکی تا آن روز تجربه

کرده بودم. اما قبول دارم که راه اشتباهی را انتخاب کردم.

ای کاش در این مدت با فردی آشنا می‌شدم که مرا بهتر

راهنمایی می‌کرد یا می‌دانستم سازمان یا مرکزی وجود

 دارد که دخترانی مانند من می‌توانند به آنجا پناه ببرند

داستان زندگی الهام را می‌شنوی هم از زبان خودش و هم

خواهر کوچک‌تر و مادرش.....

وقتی که از شکنجه‌ها و آزار و اذیت روحی و جسمی پدرش

می‌گوید. اینکه حتی در بیست و چهارسالگی هم پدرش او

 و خواهرش را با کمربند مورد ضرب و شتم قرار می‌داده.

 تحقیر و توهین وت نبیه مداوم و خساست بی‌‌‌نهایت پدر در

 امور مربوط به دخل و خرج زندگی، خساستی که در ارتباط با

 زنان غریبه‌ای که با آن‌ها آشنا می‌شد تبدیل به دست و دلبازی

 بی‌‌‌نهایت می‌شد. اجبار به کار الهام در مغازه تعمیر موبایل

بدون آنکه حقوقی به او پرداخت کند

به دخل و خرج زندگی که می‌رسد الهام سرش را از خجالت

 پایین انداخته و می‌گوید: تو رو خدا در مورد من و مادر و

 خواهرم بد قضاوت نکنید. در طی این چند سال مادرم

برای آنکه بتواند لباس‌ها و خوراکیهایی که ما دوست

داشتیم برای من و خواهرم بخرد از جیب پدرم پول

 بر می‌داشت. به نظر شما اگر پدرم به اندازه کافی برای

 ما خرج می‌کرد ما حاضر می‌شدیم دزدی کنیم ؟

من توی مغازه همراه پدرم کار می‌کردم و می‌دانید چه

رنجی می‌کشیدم وقتی می‌دیدم من باید با کفشهای پاره

 زندگی کنم و پدرم پول‌هایش را صرف خرید گوشی و

سفر شمال با زنانی می‌کرد که با او دوست می‌شدند؟


یادم می‌آید وقتی من و خواهرم کوچک‌تر بودیم به خاطر

هر کار اشتباهی که انجام می‌دادیم ساعت‌ها در زیر زمین

 یا بالکن خانه زندانی می‌شدیم تا اینکه بالاخره پدرم به

این نتیجه برسد که این تنبیه برای ما کافی است. پدرم

پایبندی مذهبی و اخلاقی خاصی نداشت و از وقتی من

و خواهرم بزرگ‌تر شدیم دیگر از نگاه‌ها و برخی رفتار‌

هایش در خانه احساس امنیت نمی‌کردیم

من می‌دانم که گناه بزرگی مرتکب شدم که جان یک موجود

 زنده آنهم کسی که پدرم بوده گرفته‌ام و حاضرم هر مجازاتی

 را بپذیرم اما روزی که به این نتیجه رسیدم به زندگی‌ام که

 فکر کردم دیدم شهامت فرار از خانه را ندارمالبته یکبار بعد

 از ضرب و شتم شدید توسط پدرم با کمربند فرار کردم ولی

وقتی دیدم هیچ پناهگاهی برای من وجود ندارد و شکایت

از وی نیز به جایی نمی‌رسد مجبور شدم به خانه برگردم

ترس از کارتن خواب شدن، معتاد شدن و گرفتار شدن

 به ماجراهایی که دامن دختران فراری از خانه را

می‌گیرد باعث شد دنبال راه حل دیگری بگردم

شاید اگر یک فرد آگاه، یک مشاور، یک روان‌شناس

 سر راهم قرار می‌گرفت من این راه حل را انتخاب نمی‌کردم.

بار‌ها از مادرم خواستم از پدرم طلاق بگیرد اما او هم می‌ترسید

از اینکه همین سقف روی سرش را هم ازدست بدهد و یا اینکه

 بعد از طلاق پدرم برای انتقام جویی صدمه‌ای به ما بزند و

به همین دلیل فقط از ما می‌خواست تحمل کنیم !

اگر جسد پدرم را بعد از قتل مثله کردیم فقط به خاطر این بود

که قصد خارج کردن جسد از خانه را داشتیم و نمی‌دانستیم چطور

 باید بدون اینکه همسایه‌هایمان متوجه شوند این کار را انجام بدهیم

در تمام لحظاتی که با اره مشغول مثله کردن جسد بودم، تنها چیزی

 که به من قدرت می‌داد نفرت بود و مرور لحظاتی که پدرم بیر

حمانه با کمربند مرا می‌زد و توجهی به اشک‌ها و التماس‌هایم نمی‌کرد

در ‌‌نهایت قبل از آنکه موفق شویم جسد را از خانه خارج

 کنیم دستگیر شدیم....

با توجه به شرح حالی که مادر الهام از زندگی مشترک و مدارک

 پزشکی همسرش می‌دهد می‌توان پی برد که مقتول از سلامت

کامل روان بر خوردار نبوده است. اما متاسفانه به دلیل فرهنگ

غلط رایج در جامعه ما که گمان می‌کنند مشکلات روحی فرد بعد از

 ازدواج حل می‌شود خانواده مقتول به جای درمان پسرشان او را

وادار به ازدواج می‌کنند و سپس خانواده مادر الهام هم با تکیه

به فرهنگ غلط سوختن و ساختن از طلاق دخترشان جلوگیری کرده

 و خشت کج اول بعد از بیست و چند سال به این مقصد تلخ می‌رسد

 

 

برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات





تاریخ : سه شنبه 94/1/18 | 3:30 صبح | نویسنده : سیما رمضانیان | نظر

  • تبلیغات متنی | مهم نیوز | ایکس باکس