خوابهايم نمي دانم کجاي دنيا قرار است تعبير شوند.
مي گذارم به پاي تمام نديده هايم.
خواب آدم را مي برد به دنياي آرزوهايش؛
به آنجا که خيال را سالها مي بافد دور روياهايش .
و تصميم مي گيرد به چشم هايش تکيه کند نه به آنچه برايش خوانده اند.
گاهي دوست دارم دلم را بکوبم بر سر تمام دنيا
و شايد همين حوالي که نشانه ها برايم رونمايي مي کند.
تا به خود بيايم و جرعه جرعه فلسفه را بالا بياورم .
شايد چشم هايم بخوابند به پاي تمام آرزوهايم.