شگفتا وقتي که بود نمي ديدم،
وقتي که مي خواند نمي شنيدم،
وقتي ديدم که نبود، وقتي شنيدم که نخواند.
چه غم انگيز است وقتي که چشمه ي سرد و زلال
در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي نالد،