نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
 
+ ناصر 

و تو تشنه ي آتش باشي و نه آب. چشمه که خشکيد،

چشمه که از آن آتش که تو تشنه ي آن بودي بخار شد،

و به هوا رفت، و آتش کوير را تاخت و در خود گداخت،

و از زمين آتش روييد و از آسمان آتش باريد،

تو تشنه ي آب گردي و نه تشنه آتش،

بعد عمري گداختن از غم نبودن کسي که

تا بود از غم نبودن تو مي گداخت ...