مادر! تو پروانه دشت ايثاري؛ شمع فروزان محفل مايي؛ تو عطر خوش بوي همه گل هايي. در ژرفاي ديدگانت، رودي از محبت موج مي زند و دستان مهربانت سهمي از سخاوت آفتاب دارد. تو چون دريا بي دريغ، پايان نداري. تو زمزمه هرچه محبتي؛ عطر هرچه رازي؛ زلال هر چه عشقي؛ تو بلور شفاف خلوصي؛ وسعت بي کران مهرباني و صبري.
من لطافت نسيم، سيپدي سپيده، نستوهي کوه و صداقت آيينه را در تو مي نگرم. مادر، گلبرگ ها بر دستانت بوسه مي زنند؛ درياها به تو غبطه مي خورند؛ بادها نام تو را تا عرش خدا مي برند؛ و ملکوتيان بر تو درود مي فرستند. خدا بهشتش را به زير پاي تو مي بخشد. تو به راستي شکوه مندترين واژه شگرف آفرينشي