خاطره ای از برادر شهید حجت الله ( علی اکبر ) شیخی آهنگر کلایی
( شهدای پل سه تیر )
خاطره ای از برادر شهید حجت الله ( علی اکبر ) شیخی آهنگرکلایی
خاطره ای فقط میتوانم تعریف کنیم که در سال
1366پس از شهادت شهید بود که ما در دیوکلا
زمین داشتیم سر زمین رفته بودیم که یک مرتبه
با همان لباس شهادت برادرم را دیدم ساعت 10 الی
10:5 بود که هوا هم خیلی صاف بود دراین حالت
بود که دیدم شهید هنوز در چند متری من است و با آن
وبا آن نگاه پر شور خودو با لبهای خندان به من نگاه
می کند .اول احساس کردم دچار توهم شدم و اصلا او
شهید نشده است به او گفتم دادش بیا برویم خانه اما او
حرفی نزدو فقط می خندید دو سه قدم به سمت او برداشتم
که یکدفعه دیدم که شهید محو شده است نمیدانم چگونه
مسیر دیوکلا تا آهنگرکلا را پیمودم وقتتی رسیدم به
خانه از هوش رفتم و بعد از 2 ساعت بهوش آمدم.
برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج) ..... صلوات
.: Weblog Themes By Pichak :.