بعضي ها از دور مي درخشند!نزديک که ميشوي يک تکه شيشه ي شکسته اي بيشتر نيستندکه بايد لگدي بهش زد تا از مسير نور آفتاب دور شوندو چشمان ديگري را خيره نکند و گول نزنند . .
چـه قدر تلـــخ شده اياين روزهــا …قندهــايت رادر دل ِ چه کسي آب مي کنيــــ ؟
قايقت مي شوم
بادبانم باش
بگذار هر چه حرف پشتمان ميزنند مردم
باد هوا شود
دورترمان کند ...
آغوش کسي را دوست دارم که بي "بي کسي " بدهد
نه بوي
"هــــــر کسي"
همــــيشـه دقــيقآ وقـــــتي پـُر از حـــرفي وقتـــي بغــــض ميکـــُني وقتـــي دآغونــــي وقــــتي دلــِت شکــــستـه دقيقــــا هميـــن وقـــــتآ انقــــدر حــرف دآري کـــه فقــط ميتونــي بگـ ـي : "بيخـــيآل"....
چقدر سخته مجبورشي
دست سردت رو تودست يکي بذاري
که بهش هيچ احساسي نداري
تا فقط......
به يار بي معرفتت ثابت کني که
منم ميتونم.......
تــــو اين زمونــه دو نفــر هميــشه تنهـــــان
يکيــش دختــري ک آرايــش بلد نيـســـــــت
يکــي هم پســـري ک دروغ گفـــتن بلد نيســـــت!!
بــــه سلامتـــي هردوشون !!!
نــذر ?ـر?ه ام اگـر نيآيـے ،
پيـآ?ه از يآ?ت بــِروَمـ ...!
کشتي هايم غرق نشده !!!
اما، در هيچ بندري کسي،
به انتظار برگشتنم نيست....
امشب غــم هــا . . .
برايـم مهــمانــي گــرفتــه انـــد . . .
و مـــن ميخــواهـــم بتــرکـانــم . . .
همــه ي بغــض هايـــم را . . .
بعضي وقتهــآ... از شدت دلتنگيــــ ، گريهــ کهــــ هيچ...!!! دلــ?ــَت مي خــوآهــَد ؛ هــآي هــــآي بميــــري...!
آسانسوري شده ام تنها در برجي متروک
که سال هاست بهانه اي براي اوج گرفتن نداشته است
به خانه ام بيا خسته ام از اين همه ايستادگي...
زندگي هيچوقت اندازه تنم نشد ...
بريدم و دوختم...!!!