خاطره ای از همسنگر شهید مسعود احمدی قادیکلایی
( شهدای پل سه تیر )
همسنگرانش نقل میکرند که : شهید به عنوان مؤزن
بود و همواره با صدای اذان او روز را آغاز میکردند
تا اینکه در صبح روز 29 تیر ماه برای یک گشت
داوطلبی در منطقه با یک گروه از منافقین (رزکار)
درگیر شده و پس از اصابت یک گلوله به پای ایشان
و با توجه به خواست دوستانش به منظور برگشت به
پایگاه خویش شهید به جنگیدن ادامه داد و با اصابت
گلوله دوم به گردن ایشان به شهادت رسیدند و طبق
گفته مجدد همسنگرانش که پس از پایان درگیری وقتی
برای انتقال جسد پاک شهداء به منتطقه رفتند دیدند که
شهید مسعود احمدی همانند یک نوزاد پاک و بی گناه
دست و پای خود را آرام جمع کرده و شهید شده و آنچه
موجب تعجب بود این بود که می گفتند وقتی به آنجا
رسیدیم بوی عطر خوش تمام آن فضا را کاملاً پر
کرده بود و آنان به سوی معبود خود شتافته بودند.
" نامش مسعود و بسیار با سعادت بود"
* روزی که به دنیا آمدی همه خندیدن و تو گریستی *
* طوری زندگی کن که هنگام رفتن همه بگریند و تو بخندی*
برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان (عج)....... صلوات
.: Weblog Themes By Pichak :.