خاطرات سبز قشنگ من
17مهر ماه سال 1393 بود دلم عجیب هوای حرم امام خمینی (ره)
را کرده بود. تصمیم گرفتم 17 مهر ماه به تهران برم . وقتی تهران
رفتم.بعد از چند ساعت استراحت و دیدنیهای شهر تهران مثل
موزه برج میلاد ، و غیره....... تصمیم گرفتم به زیارت حرم
مطهر امام خمینی (ره) برم . شب قبل رفتن به حرم امام خمینی
(ره) تصمیم گرفتم در حرم کمی با امام (ره) خلوت کنم توی حس
دوران خرد سالی زمانی که امام ره رهبری ایران را بر عهده داشت
وقتی وارد حرم شدم بعد از سلام و فاتحه تصمیم گرفتم چشمم
را ببندم و ارد حس بشم تصمیم گرفتم جزء 30 قرآن را باچشم
بسته بخونم چون علاقه شدیدی به سوره لیله القدر داشتم و ایمان
داشتم که سوره لیله القدر قلبشب قدر هست و قلب شب قدر
قلب امام زمان (عج) است شروع کردم به خواندن.
بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیله القدر هنوز تا آخر تمام نکرده بودم
یک دفعه حس کردم زیر پام زیر خاک یک بمب منفجر شد
اون صدا منو از حس بیرون آورد وقتی چشم را باز کردم
دیدم زائران امام (ره) منو نگاه می کنند کمی ترسیدم
این صدا شاید از طرف گارگران حرم بوده داشتند حرم
می ساختند چیزی از دستشان افتاده و این صدا را به
وجود آورد.این صدا باعث شد که دیگه من توی حس نرم
چون با خودم خلوت کرده بودم با امام ره حرف بزنم
ولی نزدم این خاطره توی ذهنم ماندگار شد.
برای سلامتی و تعجیل فرج آقا امام زمان عج .....صلوات
.: Weblog Themes By Pichak :.