دلواپسي
دلشوره اي افتاده در جانم برادر
غمگينم و سر در گريبانم برادر
حس بدي دارم، عجب دشت عجيبي ست
مبهوت سِحر اين بيابانم برادر
يك دشت مرد اجنبي دور و برماست
اينجا مزن خيمه، هراسانم برادر
در كاروانت دختران بي شماري ست
مي ترسم از آينده ؛ حيرانم برادر
جايي براي بازي طفلان تو نيست
دلواپس ِ خار مغيلانم برادر
صحراي محشر پيش اين صحرا بهشت است
خشكيده لبهاي غزل خوانم برادر
دست دخيل خارهاي ِ دشت رفته
سمت ضريح پاك ِ دامانم برادر
بادي جسارت كرد و خلخالم تكان خورد
تشويش دارم؛ دل پريشانم برادر
آن نامه هاي بار اُشتر را نشان ده
با حُر بگو در كوفه مهمانم برادر
با زينبت دنيا سرِ سازش ندارد
مظلومه ي معروفِ دورانم برادر
از كودكي با درد ِ چشمم خو گرفتم
در گريه كردن، پير كنعانم برادر
مجمع زينبيون اهل بيت خوزستان
بيت آيت الله موسوي
zeynabiyooneahlebeyt.blogfa.com
در اين ايام مارا از دعا فراموش نکنيد
التماس دعا